|
|
ديشب وقتي سريال پنج کيلومتر تا بهشت از شبکه 3 پخش شد بر طبق عادت منتظر سريال طنز خنده بازار شدم. سريال با بخشهاي متنوعش شروع شد تا به بخش برنامه 90% رسيد و سامان گوران به ميدان اومد. اما اينبار او با يک تقليد جديد ظاهر شد (نميدونم چقدر اين مسئله درسته که تقليد فقط کار بعضي از حيوانات است) اين شخصيت نسبتاً محترم که اصرار عجيبي داره خودش رو يک استقلالي معرفي کنه چندي پيش و در جشن آبي ها به روي سن رفته و تقليد صدا و البته حرکات عادل فردوسي پور و علي دايي را انجام داد که البته توأم بود با جملات توهين آميز و مسخره کردن علي دايي. علي دايي که وقتي فوتبال خودش رو شروع کرد اين آقا هنوز نميتونست حرف بزنه چه برسه بتونه به سيب زميني بگه ديب دميني. وقتي صحبت از شکايت شد بدجور دستپاچه شد و البته به جاي عذرخواهي به توجيه و دروغ پرداخت و گفت که از دايي اجازه گرفته که اين حرف دروغ خيلي سريع جاي خودش رو به اين جمله داد: "من به اصرار ليدرهاي باشگاه روي سن رفتم." اين رو اضافه کنم که اين جشن اينقدر شير تو شير بود که پيراهن هاي رحمتي و مجيدي هم توسط يک شخص شناس و خودي به سرقت رفت. طوري که فتح اله زاده پشت بلندگو آمد و گفت: آقا زاده پيراهن رو بيار تا اسمتو نگفتم. پس بعيد هم نيست که حرف چند ليدر باعث شود تا اون آقا جو گير شده و مشغول تقليد کاري شود. از اونجاييکه توي کشورهاي مختلف هم برنامه هايي مثل خنده بازار ساخته ميشه ديده ميشه که شخصيت هاي بازيگر هيچگاه حتي در محفل خصوصي هم شخصيت درون فيلم رو اجرا نميکنن. خب جو گيريه ديگه... اين رو هم بايد اضافه کرد که دوست صميمي اون آقا يعني مهاجم گل نزن باشگاه که مطمئنا همتون ميشناسيدش بعد از باخت به پرسپوليس در 2 سال گذشته در يک جمع دوستانه ظاهر شد و به همه اعلام کرد که ميخواد با دايي کل کل کنه. پس تلفن رو برداشت و با همين آقا تماس گرفت و او هم اداي دايي رو درآورد و اون مهاجم گل نزن هم که از باخت خيلي کفري و عصباني بود شروع به کل کل توهين آميز با او کرد که ابتدا موجب تعجب همگان شد اما وقتي مشخص شد جريان چه بود همه از خنده ريسه رفتند... پس اين جريان از گذشته سابقه داشته و اصولا وقتي تيمشون به هيچ جامي نميرسه با ديدن قهرماني تيمهاي ديگه مخصوصا رقيب ديرينشون جوش ميارن و دست به همچين کارهايي ميزنن. خلاصه وقتي بخش 90% شروع شد و شخصي با گريم حبيب کاشاني ظاهر شد متوجه شدم که صد در صد علي دايي هم در اين بخش خواهد آمد اما فکر نميکردم که خود سامان گوران اين کار را انجام دهد (که دليل آن هم کاملا مشخص است) آن بخش پخش شد و تمام شد اما در کمال تعجب قادر (يا همان فردوسي پور برنامه خنده بازار) اعلام کرد که فردا ادامه اين بخش رو ببينيد... معلوم بود که فردا بخش اصلي و انتقام گيري اساسي اون آقا خواهد بود. امشب منتظر نشستم تا ببينم چقدر از دست قهرماني پرسپوليس عصباني هستند. بخش 90% با علي دايي در جلوي آسانسور شروع شد که نکات ظريفي داشت که خيلي هم خوب و اخلاقي نبود. درهرحال برنامه شروع شد و دايي و کاشاني که با اسمهاي داهي و شاکاني معرفي ميشدند وارد شدند. موضوع بر سر جر و بحث هاي اين دو نفر در آخرين برنامه 90 پارسال بود که البته دايي و کاشاني در آن برنامه با هم روبرو نشدند که اين آقايان سعي کردند به اين شکل آنها را با هم رودر رو کنند. جروبحث ها آغاز شد و در پايان بخش کار به کتک کاري و توي گوش هم زدن و ..... رسيد. اين معني هاي زيادي ميتونه داشته باشه... خلاصه انتقام گيري اين آقاي نابازيگر ادامه داره و مطمئنا در قسمتهاي آينده پاي پرسپوليسي هاي ديگه هم به ميان خواهد آمد... اما در قسمتهاي گذشته هم اداي محمد مايلي کهن با اسم محبت فاميلي چدن را درآوردند که البته خيلي راحت از کنارش گذشتند. چون فکر نميکردند که آقايون اينقدر بي جنبه باشند که وقتي ميبينند چماقي بالاي سرشون نمياد به کار خود با شدت بيشتري ادامه بدند. تقليد کردن از کرانچار (سرمربي سابق پرسپوليس) ، نيکبخت (که استقلالي ها دل خوشي ازش ندارند) هم از ديگر نمونه هاي خالي کردن دق و دلي آقايون بود. اما از آقاي نابازيگر و دوستان گوش به فرمانش در اون سريال که بگذريم به برنامه هاي ديگه ي صدا و سيما و فرهنگ تقليد در اونها ميرسيم. ساعت 10 و خرده اي شب بود که جشن کيش رو به تصوير کشيدند که در اون 2 نفر به روي سن اومدند که يکي از اونها صداي کارتون هايي مثل شيپورچي و خرس قهوه اي و مورچه و مورچه خوار رو به بدترين شکل ممکن تقليد کرد و ديگري هم دست به کاري زد که عين نقض قانون کپي رايتي ايت که در ايران نداريم... اون شروع کرد به تقليد صدا از خواننده هاي ايران اون هم به نفع و نام خودش... داستان به اين شکل بود که همون فردي که صداي کارتون ها رو تقليد ميکرد به اون آقاي خواننده گفت: تو چه هنري داري؟ و اونم گفت من ميخونم... فرد مقابل گفت: هه هه تو هيچ هنري نداري... حالا براي اينکه نشون بديم هيچ هنري نداري يه دهن بخون.. اونم از اصفهاني خوند و بعد هم از لهراسبي و آخر هم دوباره از اصفهاني... شخصيت ديگري هم هست که فعاليتش 3-4 سالي است آغاز شده اما از نوروز 89 و با برنامه تحويل سال احسان عليخاني به همه معرفي شد که صداي پروين - خياباني - پيرواني و چند نفر ديگر رو هم تقليد ميکنه. سريال 3-5-2 هم که با تمام خوبي فيلمنامه اش پر بود از تقليد. افرادي مثل ميثاقيان - فيروز کريمي - نيکبخت - جلالي - ياوري - هدايتي - ناصر احمدپور (خبر ورزشي) - فهيمه شجاعي (فوتبال بانوان) و خيلي هاي ديگه... البته ميتونيم دوباره ار سريال خنده بازار هم نام ببريم که غير از بخش 90% که بهش پرداختيم تقليد برنامه هايي مثل گشت نامحسوس - هواشناسي (که البته با اعتراض اونا در سري جديد متوقف شد) - بهونه (سامان گلريز) - صندلي داغ (نجفي) - هفت (فريدون جيراني) - بهمن هاشمي رو انجام ميدند... خلاصه تقليد و ادا درآوردن و البته در بعضي موارد دلقک بازي در تلويزيون ما امري عادي و روزمره شده و اين تقليد ها از حالت فان و خنده به توهين رسيدند و هيچکس هم نيست که کاري انجام بده و جلوي اين همه بياحترامي و توهين رو بگيره. نوشته شده توسط آرش میلانی فر (مشکی پوش) در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ساعت 0:41 | لینک ثابت |
|
|
|
|